علف هرز

مدتی است به جنگ علف های هرز باغچه رفته ایم. بعد از بازگشت از سفر تقریباً کل باغچه را پوشش داده اند. از دور که به پدیده علف کنی نگاه میکردم کار ساده ای به نظر میرسید ولی در جنگ اخیر به حقایق جالبی دست یافتم؛

علف های هرز، با ارتزاق از آب و خاک، ضربه وحشتناکی به گل های اصلی وارد میکنند. 

برخی از علف ها ظاهر خوبی دارند و زیبا به نظر میرسند.

علف ها ریشه عمیقی در خاک میدوانند و ریشه کن کردن آنها نیاز به مرطوب کردن خاک و استفاده از بیلچه دارد. 

علف ها در ظاهر از یکدیگر جدا ولی در ریشه به یکدیگر متصل اند. 

با کندن ریشه آنها بخشی از خاک هم لاجرم از دست میرود، هر چند در مقایسه با عظمت کل باغچه ناچیز است. 

ریشه کن کردن علف ها خسته کننده و ناامیدکننده است و به مبارزه مستمر و صبر و حوصله نیاز دارد.

حتی بعد از زایل کردن آنها، چهره گل های اطراف به حالت قبل برنمیگردد و یا مدت زیادی لازم است که این هدف محقق گردد. 

در صورت وجود همکاری و کار گروهی، مبارزه با علف ها بسیار دلگرم کننده تر و سهل تر خواهد شد. 

هر روز علف های جدیدی میرویند که در صورت غفلت چهره باغچه را به حالت قبلی باز خواهند گرداند... 

بازگشت

با تمام وجود معتقدم بازگشت تصمیم درستی بود. با دیدن خیلی از حقایق در سفر اخیر به این اعتقادم افزوده شد. نمیدانم اینجا چه خواهد شد و شرایطم چگونه رقم خواهد خورد ولی میدانم آنجا از دست رفته است. اینجا را دوست دارم هرچند از آلودگی هوا، کمبودها، بی فرهنگی ها و ... آزرده خاطر باشم. وظیفه پدری ام حکم میکرد همینی را که انجام دادم؛ بقیه اش با خدا.

باور

عمیقاً معتقدم آن شب، پشت در اتاق عمل همه ما منتظر شنیدن خبر بد بودیم. در واقع، بازگشت او را باور نداشتیم، وگرنه او میماند. او فهمید که همگان رفتنش را باور کردند و هیچ کس منتظرش نبود.