رهایی
انقلاب صنعتی و پیشرفت تکنولوژی، گرچه برای بشر مزایای زیادی داشته، به دلیل عدم توسعه متوازن و تخریب محیط زیست، کم کم به چالشی برای انسان تبدیل شد؛ الان صحبت این است که چه کنیم زمین و منابعش حفظ شود و حیات تداوم یابد. یعنی اصل حیات به مخاطره افتاده است. احزاب سبز در جهان تشکیل شده اند، بازگشت به زندگی سالم روستایی عاری از خودرو و ماشین آلات صنعتی به کارزار تبدیل شده است، مصرف گرایی بی رویه تقبیح می شود و...
در اوج شکل گیری آن دگرگونی صنعتی، حتما انسان هایی بوده اند که بشر را به رعایت حد و حدود بی رحمی از استخراج ها فرا می خوانده اند. شاید هم عده بیشتری بوده اند و جرئت مخالفت نداشته اند تا به بی سوادی و سنت گرایی و عدم باور به پیشرفت متهم نشوند.
الان رسانه های غربی به شکل دیگری مشغول جاانداختن فرهنگ خودشان هستند. چهره های هنری و ورزشی هم برای رسیدن آنها به اهدافشان به بازی گرفته شده اند. ازدواج های سفید، هم جنس گرایی، طلاق های خیره سرانه، سگ بازی و برده داری جنسی و... را می خواهند جا بیندازند. سال ها بعد عقلا تازه می فهمند چقدر در حق بشر ظلم شده ولی کار از دست خارج شده است. ایران و فرهنگ اصیلش، پرچم مخالفت را بلند کرده و الان عده ای می ترسند لخت بودن پادشاه را فریاد بزنند تا نکند به عقب ماندگی متهم شوند. ایران با اسلامش ایستاده و اگر ضمیمه اش را از آن بگیرند، همان پوسته قابل نفوذی خواهد شد که می خواهند.
قرائن و شواهد نشان می دهد آخرین جیغ های غربی ها در حال نواخته شدن است. امیدوارم مثل آن کسی نشویم که در حال حفر کوه بود ولی به دلیل خستگی آن را رها کرد در حالی که تنها فاصله کمی مانده بود که رهایی را بیابد.