از همان ابتدا، وقتی که سراسیمه پیشنهاد را قاپیدی و نتوانستی هول شدن خودت را پنهان کنی، نشان دادی مرد این روزگار نیستی. این دوره و زمانه، آدم های خودش را می خواهد. باید خوشگل باشی، دو کلمه انگلیسی حرف بزنی، گاهی قهر کنی، تیم را در میانه راه رها کنی و طاقچه بالا بگذاری تا محبوب و خواستنی شوی. بازیکنان برایت تره هم خرد نمی کردند. کاپیتان چندین میلیاردی ات وسط بازی، زمین را ترک کرد و محبوب تر شد. آن بازیکن خارجی هم تا دید تو اعتباری نداری، رفت و علیه پر سابقه ترین بازیکن تاریخ باشگاه موضع گرفت و هواداران هم طرف او را گرفتند!
محمودخان فکری، چقدر از دوره و زمانه عقب هستی. غیرت و تعصب به پیراهن مهم نیست. مهم این است که امروزی باشی و با بچه قرتی ها و خالکوب ها سر یک سفره بنشینی. برو به سلامت، خدا پشت و پناهت. یحتمل آن موقعی که دیگر هیچ کسی پیدا نشد، ممکن است دوباره بیایند سراغت و تو دوباره با سر خواهی آمد بدون آنکه نگران پرستیژت باشی؛ دقیقا مثل یک عاشق بی عار.