تماس

صبح زود که اختیار دست خودم است با او تماس می گیرم و با شنیدن صدایش با انرژی می شوم. اما در بین روز اگر مشغول باشم، با خیال راحت تماس او را رد می کنم و بعد از اتمام جلسه یا کلاس، او آخرین فردی است که تماسش را پس می دهم؛ چون می دانم فقط می خواهد احوالم را بپرسد. نه درخواستی دارد، نه می خواهد خبر بدی بدهد، نه تماس گرفته که بازخواستم کند و نه باری بر دوشم اضافه می کند. 

به سلامت

از همان ابتدا، وقتی که سراسیمه پیشنهاد را قاپیدی و نتوانستی هول شدن خودت را پنهان کنی، نشان دادی مرد این روزگار نیستی. این دوره و زمانه، آدم های خودش را می خواهد. باید خوشگل باشی، دو کلمه انگلیسی حرف بزنی، گاهی قهر کنی، تیم را در میانه راه رها کنی و طاقچه بالا بگذاری تا محبوب و خواستنی شوی. بازیکنان برایت تره هم خرد نمی کردند. کاپیتان چندین میلیاردی ات وسط بازی، زمین را ترک کرد و محبوب تر شد. آن بازیکن خارجی هم تا دید تو اعتباری نداری، رفت و علیه پر سابقه ترین بازیکن تاریخ باشگاه موضع گرفت و هواداران هم طرف او را گرفتند!

محمودخان فکری، چقدر از دوره و زمانه عقب هستی. غیرت و تعصب به پیراهن مهم نیست. مهم این است که امروزی باشی و با بچه قرتی ها و خالکوب ها سر یک سفره بنشینی. برو به سلامت، خدا پشت و پناهت. یحتمل آن موقعی که دیگر هیچ کسی پیدا نشد، ممکن است دوباره بیایند سراغت و تو دوباره با سر خواهی آمد بدون آنکه نگران پرستیژت باشی؛ دقیقا مثل یک عاشق بی عار.