اگر چیز باارزش و جذابی در خانه بود که باید فعلاً پنهان میماند، در سه جا قابل کشف بود؛ بالای کمد سفیده، بالای بینه حمام و یا زیرزمین. معمولاً، سوغاتی هایی مثل ماشین کنترلی در فضای بالای بینه حمام نگهداری میشدند تا خراب نشوند. آخر هم آنقدر سن ما بالا رفت که دیگر جذابیتی نداشتند و نوی نو تقدیم کیارش شدند. 

چند شب پیش و در خوابی طولانی، در بالای بینه دنبال چیزی میگشتم. نمیدانم چی، ولی برایم مهم بود. به بقیه جاهای خانه هم سر زدم. شاید خداحافظی نهایی بود.

آخرین یادگار بابا این نبود. یادگار ماندگارش آزادگی، مردانگی، فرزند دوستی، فداکاری و غرور دوست داشتنی اش بود. کاش لااقل اینها را حفظ کنیم.