کسانی که به ظاهر روشنفکر هستند؛ چند کتاب خوانده اند و اطلاعاتی به دست آورده اند؛ کمی با غرب آشنا شده اند و تاریخ را تحلیل نکرده اند؛ به لجاجت افتاده اند و قضاوت های سطحی انجام میدهند. 

اینها خطر زیادی دارند؛ اخلاق گرایی شان شرطی است. دموکراسی خواهی شان دروغ است. حتی بر روی ترور چشم میبندند. مهربان نیستند و مهربانی شان هم بستگی به شرایط دارد. 

پس از سالها مطالعه و تماشای دقیق، مذهبیون بی سواد و بی فرهنگ و نیز شبه روشنفکرهای پرادعا و باز هم بی فرهنگ را از عوامل انحطاط اخلاقی و دینی یافته ام. اصلا جامعه ما بدون مرجع شده است.

مدت زیادی فکر کردم که چرا نمیتوانم در هیچ دسته ای جا بگیرم. ابتدا از خودم شروع کردم و لجاجت را به عنوان فاکتوری مهم در نظر گرفتم. اما بعد از مدتی دیدم اگر اندک انصاف و اخلاقی باشد واقعاً میپذیرم. دیگر نمیتوانم خودم را مجبور کنم. به هر حال هر چه هست، من متعلق به آن دسته ها نیستم. نمیتوانم بدون حجت به آنها بپیوندم. البته در این مسیر شاید تأثیرگذاری ام محدود شود ولی در عوض با خودم روراست خواهم بود.