سکانس اول: سال 75 بازی استقلال و نوف باخور ازبکستان بود. استقلال بازی رفت را 1-4 باخته بود و برای صعود به مرحله بعد جام باشگاههای آسیا، به پیروزی 3-0 نیاز داشت. پرسپولیسی های زیادی برای تشویق استقلال به آزادی آمده بودند، چون میخواستند حمایت مشابه هواداران استقلال از تیمشان در هفته قبل از آن مقابل آلیمای قزاقستان را جبران کنند.

سکانس دوم: سال 99 فینال آسیا بین پرسپولیس و اولسان کره جنوبی برگزار می شود. پرسپولیس می بازد و هلهله و شادی و کنایه به رقیب سنتی در میان استقلالی ها بیداد می کند.

برای چرخش فوق سه دلیل به ذهنم می آید:

1- ملی گرایی در کل دنیا روز به روز معنای خود را از دست می دهد. دانشجویانم سر کلاس درس این سوال را مطرح می کنند که اصلاً به دنیا آمدن در یک کشور چه دلیلی برای وفاداری به آن است؟

2- دو قطبی و عدم تحمل مخالف روز به روز در دنیا بدتر می شود. انتخابات 88 ایران و حتی انتخابات اخیر آمریکا تأییدی بر این گزاره است. 

3- آیا هواداران سال 75 از ته قلب پیروزی رقیب سنتی در مقابل حریف آسیایی را می خواستند؟ یا فقط در یک رودربایستی تاریخی و یا خودسانسوری گیر افتاده بودند؟ همانطور که در جامعه در حال گذار ما، خیلی از خودسانسوری ها از میان برداشته شده، دیگر آبی ها دلیلی برای ظاهرسازی ندارند. 

صدا و سیما با انکار خوشحالی آبی ها، فقط خودش را خسته می کند و مثل همیشه عقب می ماند.