یک افسوس دیگر
جزء مرگ هایی بود که بسیار افسوس خوردم. او برایم اسطوره نبود. شهید دفاع مقدس، شهید مدافع حرم و شهید هسته ای نبود که جانش را برای امنیت یا اعتلای مملکتش دهد. در ایران درس خواند و بزرگ شد و سپس مملکت را ترک کرد. به قول شخصی، ژن هوشمندش را هم از طریق ازدواج با یک خارجی دودستی تقدیم عمو سام کرد.
برای مریم میرزاخانی دو دو تا باید چهار تا میشد و این در ایران امکان پذیر نبود. به عبارتی دیگر برای اینکه "حسابش" درست در بیاید "باید" می رفت. مغز او یک مغز کاملاً ریاضی بود. بنابراین نمیتوان او را به خاطر یک تصمیم کاملاً "منطقی" و "استدلالی" سرزنش کرد.
تنها حاشیه نگاران دنبال جست و جوی ملیت انیشتین هستند. دانشمندان از نظریه های او استفاده میکنند و لذت میبرند. او هم در سطحی بود که بشریت را میدید و توسعه علمش برایش مهم تر بود. همانطور که چهره ساده و موی کوتاهش گویای این بود که مرزهای جنسیتی برایش اهمیتی ندارد، صحبت از مرزهای جغرافیایی در مورد او اشتباه است.
او اسطوره من و هیچ یک از مردم ایران نیست. اما برایم قابل احترام و عزیز است. دعا میکنم با کمک خدایی که فضلش به ریاضیاتش میچربد جایگاه خوبی داشته باشی، خانم ریاضیدان.