از غریبه انتظاری نیست. از کسی که از نزدیک با مشکلات تو آشنا نیست توقعی نمی رود. حرجی بر نفهمیدن همکار و دوست و آشنا نیست.

آنجا خنجری بر دلت فرو می نشیند که کسی که ذره ذره زحمت کشیدنت، خون دل خوردنت و پیرشدنت جلوی چشمش است هم نمی بیند. 

خدا تو را تنها در بغل خودش می خواهد و دائم به تو یادآوری می کند که فقط او را ببین که اوست تنها فردی که می بیند. مسیر را باید تغییر دهی و از هیچ کس توقعی نداشته باشی، از هیچ کس و هیچ کس و هیچ کس.