نخ
شب نوزدهم ماه رمضان سال ۱۴۰۱ شمسی ساعت ۳ بامداد است. منتظر خبرهایی هستم که در آینده ام نقش موثری دارند. نگاه میکنم میبینم با همه ضعف هایم بالاخره کار را به اینجا رسانده ام و دنبال گوشه چشمی هستم. لیاقت خودم را نمیدانم ولی کرامت تو را میدانم که بسیار است. احساسم این است که توان جسمی و روحی اندکی دارم و البته توقعات زیاد از خودم و اطرافیانم. آب زمزم میطلبم و نگاه یار تا پذیرد توبه این بنده ناراضی و ناشکر را. هر چه هستم نخ را هنوز پاره نکرده ام هر چند لاغر شده است. امیدوارم بماند و تقویت شود. یا علی
+ نوشته شده در پنجشنبه یکم اردیبهشت ۱۴۰۱ ساعت 3:8 توسط امیر
|