آن هم یک رویای زودگذر بود. تمام شد و نقطه سر خط. روز از نو روزی از نو.‌ دوباره باید تلاش کنم تا برسم به نقطه اول. انگار سرنوشتم تا آخر همین است. لنگان لنگان و کج دار و مریز، سنگین و دست و پا شکسته می روم تا روزی که منتظرش هستم برسد. و اگر برسد و اگر ببینم و اگر بتوانم و اگر عمرم قد دهد و اگر چشمم یاری کند و اگر قلبم توانش را داشته باشد و اگر و اگر و اگر...