یکی از آنها
این روزها باز زیاد فکر می کنم. می ترسم چندی دیگر از آن دسته ای باشم که در چهل سالگی، شیطان پیشانی شان را می بوسد. وحشتناک است.
اما از آن طرف تنها یک دلگرمی دارم؛ دلم از اول نوجوانی با مومنین بوده است، حتی اگر خودم کمترین شباهت را با آنها داشته ام. با همانها که تا نگاهشان می کنی یاد خدا می افتی. با آنها که بدون ملاحظه، ایمان خود را نگاه می دارند و از شماتت و تمسخر بدطینتان اندکی خم به ابرو نمی آورند. با آنها که به معنای واقعی کلمه، زرنگ هستند و آخرت ابدی را به دنیای فانی ترجیح می دهند. آنها که لذت دو روز زندگی جذابیتی برایشان ندارد مگر اینکه آن هم در راه حق و عبادت باشد. آنها که نه برای خوشایند خلق که برای رضایت خالق نفس می کشند.
کاش من هم یکی از آنها شوم.
+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم دی ۱۴۰۱ ساعت 0:49 توسط امیر
|