با کمک الهام، نایب حج برای بابا گرفتیم. حجش انجام شد تا ان شاءالله از حق الله بر گردنش نباشد. برای اویی که بعید میدانم چیزی از حق الناس مدیون باشد حیف بود گیر یکی از بزرگترین واجبات مسلمین باشد. این کار وظیفه ام بود و شبها راحت تر میخوابم.

قبرت پرنور باد ای صاحب محبت و عشق پدری. دلم برایت تنگ شده. لااقل بیا به خوابم تا باز ببینم آن چهره خندان بی ریا و کلک را. حجت مقبول و سعیت مشکور ای حامی قابل اتکا و ای خاطره قشنگ روزهای بالا و پایین عمرم. دست خدا به همراهت. بنوش از آب زلال تر از زمزم و دعا کن برای من و نوه هایت و برای راستی و صلاح و عافیت نسلت.