مرض
بعد از بازگشت از کربلا مریض شده ام. سرفه میکنم، صدایم گرفته و سرم هم سنگینه.
ماه منیر سوییچ ماشین را داخل قوطی برنج قایم کرده بود. رفتم بردارم که عطر خوشبوی برنج شمالی به دماغم خورد و به واسطه مریضی ام اذیت شدم و به سرفه افتادم.
اگر نفس ما از قرآن و معارف اسلامی گریزان است، مشکل از مرض درونی خودمان است. اگر بیمار نباشیم همان عطر مستمان می کند. کسی میتواند انکار کند که ناپرهیزی است که سلامت جسم و روح را مختل می کند؟ تقوا همان رژیم غذایی سالم است که هر چیزی وارد جسم و روحمان نشود و مریض نشویم.
مگر میتوان سالم بود و با نام حسین دلمان نلرزد؟
+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم شهریور ۱۴۰۲ ساعت 10:42 توسط امیر
|