حقیقتا جای شگفتی است وقتی اشخاصی را میبینم که در پرهیز از گناهان فردی و انجام مناسک شخصی بسیار مقید به دین هستند و در همان حال نسبت به مسایل اجتماعی و تاثیر گفتار و رفتارشان بر سایر انسانها بی پروا عمل میکنند. میتوانی قسم بخوری که اصلا به مشروب نزدیک هم نمیشوند ولی مینشینند شبهه های عقیدتی وارد میکنند، راحت تهمت به یک جمعیتی میزنند، غیبت فلان مسئول را میکنند و ابایی ندارند که تاثیر حرفشان ممکن است چه ها باشد.

این آدم ها را زیاد میبینم. آدم های علیه السلامی که مو، لای درز نماز و روزه و حج و زیارتشان نمیرود ولی خیلی راحت هر تهمتی را میزنند. از اتهام عوامفریبی و تقلب و قتل و دروغ گرفته تا تولید شبهه و تردید در دل این و آن.

عجیب است که نمیفهمند گناه مشروب خواری کجا و یک گناه اجتماعی کجا.

پینوشت: این به معنای کوچگ انگاشتن گناهان فردی نیست. چه بسا همان مشروب خوری میتواند یک نسل و یک اجتماع را گمراه سازد.