لغزش
شیر حمله کفتار را دفع میکند. می آید تا دمی بیاساید. کفتار اما مترصد فرصت است. او آبدیده است و دشمنی با شیر را بلد است. او تمام ضعف ها و زخم های شیر را حفظ است. دنبال کوچکترین غفلت است.
ایران ما خواب ندارد. اگر امشب راحت میخوابیم و آرامش برقرار است به یمن وجود چشم هایی است که خواب اسیرشان نمیکند. کفتارها نمرده اند. هستند و از خشم دندان به دندان میسایند. با غیظ بیشتری منتظر فرصت جدید هستند.
پناه بر اویی که با یک اشاره اش همه جا "کن فیکون" میشود. لحظه هاست در این جنگ که تاثیرگذار است. دلهاست که ممکن است فضا را تغییر دهد. و قطره هاست که آن موج ها را میسازد.
خسته ایم ای فرزند باقیمانده درخت سبز امامت. آزمون ها سنگین شده اند و بدنها و روانهایمان تضعیف. گناه آسانتر از آب خوردن شده و مقاومت صقیل و سخت. ما به کمک نیاز داریم. تنهایی و بی سر و سامانی برایمان بس است. کفتارها سخت انتظار لغزش ما را میکشند و زیر پایمان بدون ظهورت لغزان است. و البته اگر حضورت نبود قادر به همین قدر پایداری هم نبودیم.
گاهی فکر میکنم به یک هل بندم و تو فعلا نگهم داشته ای...