در دوراهی سختی هستم. تصمیمم ساعت به ساعت تغییر میکند. کارهایم در جایگاه اجرایی نیمه تمام مانده. دلم نمی آید این گونه رها کنم.

اما از طرفی، کارهای اصلی ام آسیب دیده و نیاز به فضای خلوت تری برای ذهنم دارم تا مسیرم را بازتعریف و بازسازی کنم. آموزش، پژوهش، ارتباط با صنعت و آزمایشگاهها زمان بیشتری را میطلبند. بچه هایم هم رسیدگی میخواهند.

این تقابل عقل و دل است یا نه نمیدانم. فکر میکنم حداقل یکی دو سال دیگر همینطور باید ادامه دهم تا کارهای اجرایی ام تثبیت شود. اما تردیدم این است که نکند این یکی دو سال آخرین فرصت برای بازسازی و نجات باشد.

دهه فاطمیه است. با همه سرافکندگی هایم مدیون مادر شیعه و بزرگواری اش هستم. و باز هم کمکش را میخواهم مثل همیشه.