از رضاخان تا جولانی
همیشه از چگونگی به قدرت رسیدن رضاخان تعجب میکردم. اینکه چگونه انگلیسی ها کم کم روی یک سرباز سرمایه گذاری کردند تا او را به سرداری سپاه، سپس حرکت به سمت تهران، اشغال تهران و کودتا و تشکیل حکومت رساندند.
داستان محمد جولانی و تصرف بی مقاومت دمشق تکرار این قصه در سوریه است. اینکه یک تروریست چاقو به دست را کت و شلوار بپوشانند و بر یک سرزمین باقدمت و یک مردم جنگ زده که تشنه نظم هستند مسلط کنند و او را مدافع منافع خودشان و نیروی نیابتی غرب بسازند. جالب اینجاست که رضاخان ۱۲۹۹ هم سن جولانی ۱۴۰۳ است.
البته در کوتاه مدت نتیجه می دهد ولی ممکن است سالهای بعد داستان آنطور که آنها میخواهند پیش نرود، همانطور که در ایران پیش نرفت. تفاوت اینجاست که سرعت تحولات یقینا بیش از گذشته است.
استفاده از اراذل و اوباش و حمایت از آنها برای تشکیل حکومتهای نیابتی نقشه قدیمی استعمار است و بر هم زدن طرحهای استعماری و بازگشت سرزمین به مستضعفان سنت الهی.
زمین گرد است و این داستان ادامه دارد و این پرچم از صد سال پیش تا حالا بالاتر رفته است.