تاریخ خواهد نوشت دو قدرت دارای بمب اتمی به تاسیسات هسته ای ایران حمله کردند تا به بمب دسترسی پیدا نکند! آنها به قوانینی که خود نوشته بودند هم پایبند نبودند و اصلا نگران جان دهها میلیون نفر در معرض تشعشعات اتمی نبودند.

تمدن غرب شکست سنگینی خورد. دهها سال با دروغ و زور بر دنیا سیطره داشت ولی نتوانست حریف ایران شود و در نهایت باز خوی وحشی خود را هویدا کرد؛ آنها ثابت کردند حمله اتمی به ژاپن یک اتفاق نبود بلکه یک ایده همیشگی است تا ملتی مستقل سر بر نیاورد.

نیروی سرکوبگر غرب در خاورمیانه که با غصب سرزمین فلسطین تشکیل شده بود ناتوان از مهار ایران، از پدر خود کمک گرفت تا به انسانیت حمله کند. در این نبرد، سگ هار و کفتار پیر نشان دادند بعد از ۸۰ سال هنوز از نوشیدن خون کودکان و بی گناهان سیراب نشده اند و هیچ محدودیتی در استفاده از ماشین کشتار خود ندارند.

تاریخ خواهد نوشت که ما علیرغم اینکه میتوانستیم بمب هسته ای داشته باشیم، آن را نساختیم (حداقل تا لحظه آخر) تا کورسوی امید باقیمانده به حفظ انسانیت را روشن نگه داریم. ما پرچم انسان را تا آخرین قطره خون بالا نگه داشتیم تا خلیفه خوبی برای خدا در زمینش باشیم. ما به خدا خیانت نکردیم و این دو روز دنیا را با سعادت ابدی معامله نکردیم.

ما سرافراز شدیم و یک بار دیگر شجاعت و کرامت را معنا کردیم تا خدا به ملائکش فخر کند و ابلیس صیحه ای از روی استیصال بکشد. ما امانتدار خوبی برای صالحان بودیم و خون بهترین فرزندانمان را در خاک معطر سرزمینمان ممزوج کردیم.

ما در مکتب زینب کبری غیر از زیبایی ندیدیم تا با ضمیری آرام به دیدار تنها قدرت لایزال دنیا برویم و روزی که چشمها گریان هستند، بر لبانمان خنده و بر دیده هایمان اشک شوق داشته باشیم.

ما مطمئن شدیم که اگر خودمان هم نباشیم، نسل هایمان این پرچم را برپا خواهند داشت تا آن را بالاخره به او برسانند که پایان دهنده پرده آخر ناامیدی و ظلم باشد.