روزنه ای که هنوز باقی است
امروز جمعه ۵ دی ۱۴۰۴ است؛ تهران هنوز رنگ باران و برف جدی به خودش ندیده؛ تنها یکی دو روز بارش پراکنده و کمرمق نصیب ما شده. هواشناسی هم چیز خاصی برای یکی دو هفته آینده پیشبینی نکرده! برخی میگویند خشکسالی به دلیل گناهان از جمله بی حجابی ها و بعضا بی عفتیهاست. بعضی دیگر هم آنها را مسخره میکنند که چگونه در سرزمینهای بیخدا، باران و برف به فور میبارد.
اگر آب و امنیتمان هم برود تبدیل به یک سرزمین سوخته خواهیم شد. همه مشکلات قبلی و فعلی در حال انباشته شدن است. چیزی نداریم به بچههایمان بگوییم جز اینکه خدا را بر همه حال شکر.
روزنههای امید از بخشش خدا حاصل میشود. و شاید آن امتحانات سخت و نفسگیر برای ما آغاز شده است. تا سنجیده شویم و عیار واقعیمان مشخص شود.
مزار زینب کبری در محاصره است و دیگر مدافعی آنجا نیست. خاک غریبی بر گنبدش پاشیده اند و سید مقاومت در آغوش خاک است تا حتی کسی نباشد که برای آنها رجز بخواند.
سنگرها یکی پس از دیگری در حال از دست رفتن است.
شاید عیب از خودمان بود که باران و برف هم از ما دریغ شد و عرصه بر ما تنگ. شايد زود بود برای اینکه ادعا کنیم که پرچم دست ماست. ما قادر نبودیم آن را محکم بگیریم و این سرنوشت تلخی بود.
هرچند کم، اما همچنان امیدواریم. کمبود یک ساله ظرف یک شب به خواست او جبران خواهد شد. و او در همه حال میبیند.