کتاب الغارات بسیار مفید و مهم است. بدون مطالعه دقیق آن، فهم اتفاقات زمان امام حسن و امام حسین و حادثه عاشورا صقیل است. کتاب در مورد نیمه دوم حکومت امیرالمؤمنین است که بعد از جنگهای سه گانه چه بر سر این حکومت آمد و چه شد که در اثر خدعه های معاویه، تضعیف حکومت مرکزی و‌ در نهایت شهادت امیرالمؤمنین حادث شد.

به نظرم حکومت جمهوری اسلامی بعد از سال ۸۴ با همین رویه مواجه شد. هرچند بدگویی ها و بدبین کردن‌ها از قبل از آن شروع شده بود، از سال ۸۴ به بعد کمیت و‌ کیفیت تخریب رهبری پررنگ‌تر شد. در سال ۸۸ و پس از شکست سنگین غربگرایان، این خدعه ها متراکم تر و هدفمندتر شد تا غربگرایان در سال ۹۲ دولت را به دست گرفتند و در قالب مذاکره، به آغوش آمریکا پناه بردند.

از سال ۹۸ دیگر همه چيز یک رنگ دیگر به خود گرفت و رسما غارتها به شکل علنی آغاز شد تا به ۱۴۰۱ و نقض گسترده حجاب - یکی از قوانین نمادین جمهوری اسلامی - رسید. بعد از آن یکی یکی، وفاداران و سرداران شهید شدند و بازوان منطقه ای و جهانی ایران قطع شدند.

الغارات در حال تکرار است و سرنوشت محتوم چنین حکومتی - که فاقد اقتدار است - فروپاشی است. مثل تنه درختی که آرام آرام ترک بزرگی برداشته و با یکی دو فشار دیگر سرنگون می‌شود.

اما ... اما چند تفاوت اساسی با زمان امیرالمؤمنین وجود دارد؛ معاویه خودش در ضعف است. وفاداران به اسلام و جان فداهای مخلص بی‌شمار هستند و امام زمان هنوز زنده است ...