از اوایل قرن ۲۱ نشانه‌های ترک برداشتن اقتدار آمریکا هویدا شد. آنها مجبور شدند به خاورمیانه لشکرکشی کنند تا آن را ترمیم کنند. سپس برای سفیدشویی جنایات، یک رئيس‌جمهور به ظاهر مؤدب، تحصیل‌کرده و تیره پوست بر سر کار آمد تا آن چهره خشن ناشی از جنگ را تلطیف و چهره حامی حقوق بشر را اعاده کند.

کار آنها ولی از این کارها گذشته بود. لاجرم به ترامپ - یک‌ چهره کاملا بدنام، دروغگو، فاسد، قلدر و قمارباز - متوسل شدند تا بلکه با ایجاد رعب و‌ وحشت، اقتدار آمریکا را احیا کند. او البته موفق نبود و حتی قدرت نرم آمریکا را به چالش کشید. لذا دوباره اوباما وارد معرکه شد و برای بایدن رأی جمع کرد تا ترامپ برود در زباله دان.

اما دنیا دیگر سر سازگاری نداشت. اتفاقات ۷ اکتبر ۲۰۲۳ ترک را عمیق‌تر کرد. آنها دیگر چاره ای نداشتند تا دوباره به یک چهره خشن و قلدر با فساد عریان متوسل شوند تا باز هم با ایجاد ترس و‌ وحشت شانس خود را امتحان کنند. مراجعه کردند به زباله دان و او را برکشیدند. این بار دستش را هم بازتر گذاشتند. برای احیای قدرت نرم خود در آینده هم روی فراموشی مردم، قدرت رسانه‌ها و صد البته ایجاد تمایز بین ترامپ و نظام حاکمه حساب باز کرده اند.

هر چه چهره فعلی کثيف تر، رسیدن به اهداف سريعتر. او مأمور است با قلدرمابی و خون و خونریزی، با خیال راحت و دست باز چپاول کند و فقط ۴ سال وقت دارد. سپس دوباره یک چهره زیبا خواهد آمد و می‌گوید ترامپ فقط یک اتفاق بود. آیا منابع کشورها را برمی‌گرداند و خسارت‌های کشورها را پس می‌دهد؟ زهی خیال باطل.

خب، این نقشه جواب خواهد داد؟ البته که نه. ترامپ جنایات را انجام خواهد داد و چهره غرب را عریان تر می‌کند اما از جایی خواهد خورد که فکرش را هم نمی‌کند. و آن ترک بلاشک رشد خواهد کرد. این خط و این نشان.