آقای ایلان ماسک! زهی خیال باطل
آنها مدام میخواهند ما را بترسانند تا تسلیم شویم. ما اگر میخواستیم بترسیم و تسلیم شویم، آن موقع که اماممان را با دست بسته از خانهاش بردند تا از او به زور بیعت بگیرند جا میزدیم و "واقعیت" را میپذیرفتیم. اگر قرار بود جا بزنیم، وقتی مادرمان را در کوچه کتک زدند تسلیم میشدیم. اگر قرار بود وحشت کنیم، آن موقع که در صحرای کربلا سر پدرمان را بریدند و بر نیزه افراشتند تسلیم های و هوی و پایکوبیها میشدیم. اگر قرار به جا زدن بود، آن موقع که در زندانها یکی پس از دیگری ائمه ما را مسموم میکردند و به شهادت میرساندند بیخیال میشدیم. ما آن موقع که زینب کبری را اسیر کردند سر خم میکردیم و تسلیم میشدیم.
ما ۱۴۰۰ سال است کابوس مستکبران عالم هستیم و اصلاً آمده ایم تا آنها را ضایع کنیم. ما قرار نیست با هارت و پورت آنها هیچ تکانی بخوریم که مومن مثل کوه قوی و ثابتقدم است. ما ۱۲۰۰ سال است که یابنالحسن میگوییم و باکی نداریم که مسخرهمان کنند. ما اگر از کنایه و تعریض باکی داشتیم، پیاده راهی کربلا نمیشدیم. ما آمده ایم تا در این راه نه تنها جان که همه چیزمان از جمله آبرویمان را بدهیم.
حالا با نمایش مضحک دستگیری مادورو میخواهید ما را بترسانید؟! آقای ایلان ماسک، با شما هستم؛ زهی خیال باطل.