شناخت تاریخی
نوشته شده در ۲۱ دی ۱۴۰۴ (تاخیر در انتشار به دلیل عدم دسترسی به اینترنت):
بعضی وقتها تاریخ میخوانم. سرگذشت انسانها و تفکر رهبران و پادشاهان برایم جذاب است. در این میان، انسان لاجرم با بخشی از تفکرات آنها همذاتپنداری میکند. مثلا در کتاب "نبرد من" هیتلر، هرچند قومیت گرایی و ضد یهود بودنش مشمئزکننده است اما لااقل میفهمی که او تفکراتی داشته و بعضا خیرخواه ملتش بوده. البته که تفکر افراطی و مریضش یک دنیا را به آتش کشیده.
مشابه این موضوع در مورد سرگذشت رضاشاه و محمدرضا پهلوی را داشته ام. برخی جاها با نگاه آنها به مسائل همراهی کرده ام و بعضا نیات خیر آنها برای ایران را پسندیده ام. و صد البته که وابستگی و غربگرایی افراطیشان را تقبیح کرده ام.
اما شناخت من از خاندان پهلوی را رضا پهلوی، فرزند محمدرضا، تکمیل کرد و شفافیت بخشید. او بعد از جنایات غزه به اسرائیل سفر کرد و جنایتکار تاریخ را در آغوش گرفت و بعد از آن عملا سرسپرده آنها شد. او خیلی مفلوکانه پادویی ترامپ و نتانیاهو را میکند و خواسته های آنها را اجرایی میکند. عملا از حمله آن دو حیوان وحشی صفت به میهن حمایت میکند با این توجیه که آنها فقط در حال حذف نظام هستند.
رضا پهلوی! نهتنها چهره مفلوک خودت را نشان دادی بلکه یک چکیده از تمام سرسپردگان و بدبختان عالم سیاست هویدا کردی. حقیقتا خواری و پستی را نشان دادی و کاری کردی که نسبت به ذات کل خاندان پهلوی بسیار بدبین شوم. واقعا چه ذاتی و چه نطفه ای در کار بوده که اینچنین بی غیرت، واداده و ذلیل هستی؟