بدون روتوش
تقریبا همه اعضای هیئت علمی شریف در رشته تحصیلی خود در ایران سرآمد هستند. آنها یا پیشنهاد کار در خارج داشته اند یا میتوانند داشته باشند. از میان این ۴۵۰ نفر، فقط یک نفر به اردوگاه سلطنتطلبان رفته. آن ۴۴۹ تای دیگر هم دل خوشی از شرایط زندگی خود و کشور ندارند اما حتی منتقدترین آنها هم این نوع خشونت فیزیکی و کلامی و این فقره شورش علیه وضع موجود را تأیید نمیکنند. چرا؟ مزدورند؟ به حقوق دانشگاه شریف محتاجند؟ وسط باز و عافیت طلب و ترسو هستند؟
خب من از آنچه در ذهن دیگران میگذرد خبر ندارم. خودم که از کانادا برگشتم - بدون آنکه بورسیه جمهوری اسلامی باشم و بدون اینکه با چند سال ماندن بیشتر، شهروندی کانادا را بگیرم و با وجود دو پیشنهاد کاری مناسب - دلایل زیادی از نظر شخصی و خانوادگی داشتم. الان بعد از ۹-۸ سال، وضعیت کاری ایران را بنبست نمیبینم. هر کار مهندسی که تصور کنید از ما برمیآید؛ چیزی که قبلا به آن معتقد نبودم. کار کردن البته سخت است و اگر رانت نداشته باشی سختتر هم میشود؛ اما راه بسته نیست. من اصلا نمیتوانم تصور کنم با دخالت خارجی این مسیر تنگ، گشادتر بشود.
چالهها را میتوان پر کرد اما نه اینکه بابت فرار از چاله به چاه سلطنتطلبی آن هم با اتکا به قدرت بیگانه بیفتیم. آنها محض رضای خدا یا انساندوستی به کمک ما نمیآیند. خیلی عقبگرد وحشتناکی خواهد بود... آنها در غارت هیچ کم نمیگذارند و توان جیک زدن را هم خواهند گرفت...