هر وقت از ضبط ماشین صدای شعرخواندنش پخش میشود نگاهی به او می اندازم و او هم نگاهی زیرچشمی از سر شرم و حیا با خنده ای وصف ناشدنی به من میکند؛ قربون این خنده اش که غصه را از دل بابایش میشورد و میبرد.