دریا
بعد از قریب به 8 سال دریا را دیدم.
پدر رفته بود، بچه دار شده بودم، دکترا گرفته بودم، پیرتر و پیرتر شده بودم، به دیار فرنگ رفته بودم و بازگشته بودم، موهایم ریخته بود، پستی و بلندی های فراوان دیده بودم...
اما دریا همان دریا بود. صبح و شام، موج روی موج، با عظمت و زیبا، آرام و طوفانی، دل رحم و خشمگین، دریا همان دریا بود...
+ نوشته شده در پنجشنبه هشتم فروردین ۱۳۹۸ ساعت 11:26 توسط امیر
|